دانشکده - دانشکده علوم انسانی
استادیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/07/02
میثم نوروزی
علوم انسانی / حقوق
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
مسئولیت بینالمللی دولتها در بهرهبرداری از منابع آبی مشترک
1405چکیده: این پژوهش با تمرکز بر موضوع «مسئولیت بینالمللی دولتها در بهرهبرداری از منابع آبی مشترک» میپردازد به بررسی اصول، قواعد و سازوکارهای حقوقی حاکم بر این حوزه. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که منابع آبی مشترک بهعنوان شریانهای حیاتی توسعه اقتصادی، امنیت غذایی و زیستمحیطی، همواره در معرض منازعات و چالشهای حقوقی میان دولتها قرار دارند. بررسی اصلی پژوهش بر این موضوع است که مسئولیت بینالمللی دولتها در بهرهبرداری از منابع آبی مشترک چیست و چگونه میتوان آن را در چارچوب حقوق بینالملل تعیین و اجرا کرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اصول بنیادین حقوق بینالملل، شامل «استفاده منصفانه و معقول»، «عدم ابراز آسیب قابل توجه»، «همکاری»، و «اطلاعرسانی و مشورت قبلی» چارچوب اصلی مسئولیت دولتها را تشکیل میدهند. این اصول در اسناد بینالمللی، رویه قضایی و عرف بینالمللی تثبیت شدهاند و نقش آنها میتواند مسئولیت بینالمللی به دنبال داشته باشد. افزون بر این، اصول نوینی همچون «توسعه پایدار»، «عدالت بیننسلی» و «اصل احتیاط» نیز بهتدریج در حال ورود به این حوزه هستند و دامنه مسئولیت دولتها را گسترش میدهند. پژوهش همچنین نشان میدهد که نهادهای حقوقی بینالمللی، بهویژه دیوان بینالمللی دادگستری، نقش کلیدی در تبیین و اجرای این مسئولیتها ایفا کردهاند. با این حال، محدودیتهای صلاحتی و وابستگی به رضایت دولتها موجب میشود که نقش این مراجع بیشتر جنبه تکمیلی داشته باشد تا الزاماً در بخش تحلیلی، پژوهش به چالشهایی همچون ملاحظات سیاسی و حاکمیتی دولتها، ضعف ضمانت اجراها در معاهدات آبی، تاثیر تغییرات اقلیمی و بحران کم آبی، تعارض میان حق توسعه و تعهدات زیستمحیطی، و نابرابری قدرت در مذاکرات میپردازد. این عوامل نشان میدهند که تحقق کامل مسئولیت بینالمللی در حوزه منابع آبی مشترک، نیازمند اصلاحات ساختاری و تقویت همکاریهای منطقهای و جهانی است. در نهایت، پژوهش راهبردهایی برای بهبود نظام حقوقی بهرهبرداری از منابع آبی مشترک پیشنهاد میکند: از جمله تقویت ضمانت اجراهای بینالمللی، توسعه دیپلماسی آب و همکاریهای منطقهای، ایجاد سازوکارهای حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات، تقویت نقش سازمانهای بینالمللی و نهادهای قضایی، و اصلاح چارچوبهای حقوقی در سطح داخلی و بینالمللی. نتیجه کلی پژوهش آن است که مسئولیت بینالمللی دولتها در بهرهبرداری از منابع آبی مشترک، نه تنها یک ضرورت حقوقی بلکه یک الزام اخالقی و زیستمحیطی به شمار میرود که تحقق آن میتواند به مدیریت پایدار، عادلانه و صلحآمیز منابع آبی در نظام بینالملل منجر شود.
-
نقش سازمان تجارت جهانی در حمایت از کشورهای در حال توسعه
1405چکیده: اگرچه شالوده تجارت چندجانبه بر تساوی حقوقی اعضای آن استوار شده است، اما حقایق اقتصادی نشاندهنده شکافی عمیق بین جوامع پیشرفته و درحال توسعه میباشد. سازمان تجارت جهانی بهمنظور جبران این عدم توازن، دکترین «رفتار ویژه و متمایز» را در متن توافقنامههای خود تعبیه کرده است. رسالت بنیادین نوشتار حاضر، واکاوی ضوابط حقوقی ناظر بر اقدامات حمایتی این سازمان از ملل درحال توسعه و سنجش میزان اثربخشی این تدابیر در ابعاد تعرفهای، تشکیلاتی و فرآیندهای حلوفصل دعاوی است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی نشان میدهد که حمایتهای سازمان از کشورهای درحال توسعه از دو منظر قابلبررسی است: نخست، حمایتهای ماهوی که در قالب کاهش تعرفهها، نظام ترجیحات تعمیمیافته و معافیت از عمل متقابل در ادوار مذاکراتی (از گات 1947 تا دور دوم) تجلییافته است. یافتههای حاکی از آن است که علیرغم کاهش نرخ تعرفهها، موانع غیرتعرفهای و پدیده «تعرفههای پلکانی» همچنان مانعی جدی بر سر راه صادرات محصولات فرآوریشده این کشورها است. دوم، حمایتهای شکلی و آیین دادرسی در تفاهمنامه حلوفصل اختلافات است. اگرچه این تفاهمنامه امتیازاتی همچون تسریع در رسیدگی، ارائه کمکهای فنی و الزامیبودن حضور داوران از کشورهای درحال توسعه را پیشبینی کرده، اما چالشهایی نظیر هزینههای گزاف دادرسی، پیچیدگیهای فنی حقوقی و ضعف در ابزارهای اجرایی (اقدامات متقابل)، بهرهمندی عملی این کشورها از «عدالت تجاری» را با اختلال مواجه کرده است. فلذا پژوهش به این نتیجه میرسد که حمایتهای بینالمللی بهتنهایی ضامن توسعه نیستند. موفقیت کشورهای درحال توسعه در نظام سازمان تجارت جهانی مستلزم یک رویکرد دوگانه است: ارتقای ظرفیتهای حقوقی و نهادی در سطح داخلی (تربیت کالای متخصص و پیوند میان بخش خصوصی و دولت) و بهرهگیری از ائتلافهای منطقهای و همکاری با سازمانهای غیردولتی در سطح بینالمللی. بدون تقویت این زیرساختها، مقررات حمایتی سازمان تجارت جهانی صرفاً در مقام «اعلام قصد» باقیمانده و نمیتوانند توازن پایدار را در عرصه تجارت جهانی برقرار سازند.
-
مسئولیت بین المللی دولت ها در خصوص آثار تغییرات آب و هوایی بر رودخانه های مرزی
1404امروزه یکی از مسائل چالش برانگیز جامعه جهانی تغییرات آب و هوایی کره زمین میباشد که تبدیل به دغدغهای مهم و جدی شده است. تغییرات آب و هوایی با تاثیر بر الگوی بارشها و در نتیجه آن ذوبشدن یخچالهای طبیعی و بالا آمدن سطح دریاها، دریاچهها و رودخانهها، حیات بشر را با تهدید مواجه خواهد ساخت و علاوه بر آن تغییرات آب و هوایی با کاهش میزان بارندگی بر کیفیت و کمیت منابع آبی تاثیر میگذارد و اکوسیستم حوضه را در معرض خطر قرار میدهد؛ بدین سبب ساکنین مناطق آبی به ویژه در حوزه رودخانههای مرزی که زندگی اجتماعی و اقتصادی آنها به این منبع وابسته است، با خطرات جدی مواجه می-شوند. سلامت رودخانهها از منظر حفاظت از محیطزیست، سلامتی و حیات انسانها حائز اهمیت بسیاری است. رودخانهها بخشی از سرمایههای طبیعی کشورها به شمار میروند و نقش بسیار مهمی در توسعه و پیشرفت آنها ایفا میکنند. به طورکلی وجود منابع آب سالم و عاری از آلودگی، پیشنیاز ضروری و اساسی برای حفظ محیطزیست، رشد و توسعه است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مسئولیت بینالمللی دولتها در خصوص آثار تغییرات آب و هوایی بر رودخانههای مرزی میپردازد. تغییرات آب و هوایی از مصادیق تعهدات عامالشمول تلقی میشود که دولتها در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی در برابر آن، دارای مسئولیتهایی هستند و چنین نتیجه گرفته میشود که در حقوق بینالملل استناد به مسئولیت بینالمللی دولتها در قبال خسارات آب و هوایی با ابهامات بسیاری مواجه است، ولیکن دولتها با نقض تعهدات خود به لحاظ عرفی، حقوق بشری و کنوانسیونهای بینالمللی و یا معاهدات دو و چند جانبه منطقهای مسئولیت بر عهده خواهند داشت.