پیمایش
صرفنظر از محتوا
دانشکده
درباره دانشکده
تاریخچه
ریاست دانشکده
رؤسای پیشین
آلبوم عکس
اطلاعات تماس
سازمان دانشکده
معاونت آموزشی
معاونت پژوهشی
معاونت تحصیلات تکمیلی
آموزش
آموزش
تقویم آموزشی
دروس ارائه شده
برنامه امتحانات نیمسال
برنامه درسی نیمسال
دوره کارشناسی
فرم ها و آئین نامه ها
تحصیلات تکمیلی
فرم ها و آئین نامه ها
سمینارها و پایان نامه ها
پژوهش
پژوهش
اولویت های پژوهشی
فرم های پژوهشی
کارگاه ها و آزمایشگاه ها
نشریات
فصل نامه علمی پژوهشنامه نهجالبلاغه
فصل نامه علمی پژوهشنامه انقلاب اسلامی
دوفصلنامه علمی پژوهشهای زبانشناسی تطبیقی
دوفصلنامه علمی مطالعات اجتماعی قرآن
دوفصلنامه علمی دعاپژوهی
دوفصلنامه علمی رویکردهای حقوق سیاسی
فصلنامه علمی مدیریت محیطهای یاددهی- یادگیری در آموزش عالی
دوفصلنامه علمی پژوهشهای نوین ایرانشناسی
افراد
اساتید
اساتید دانشکده
اساتید بازنشسته
کارکنان
گروه های آموزشی
گروه های آموزشی
حقوق
الهیات
علوم تربیتی
ایران شناسی
معارف اسلامی
زبان انگلیسی
زبان و ادبیات عرب
زبان و ادبیات فارسی
زبان شناسی همگانی
زبان و ادبیات فرانسه
فرهنگ و زبان های باستان
en
جستجو در دانشکده علوم انسانی :
دانشکده - دانشکده علوم انسانی
منو
خانه
دروس
پایان نامهها
استادیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/07/23
مهدی پری زاده
علوم انسانی / زبانشناسی همگانی
رساله های دکتری
بررسی کمّی درجه ی تصریف زبان فارسی در طول یازده قرن گذشته براساس قانون زیف
1401
این رساله به دنبال پاسخ دو پرسش است. پرسش اول اینکه آیا زبان فارسی در گذر زمان تحلیلی تر شده است؟ و پرسش دوم اینکه با بررسی آماری متون فارسی نو می توان به صورت کمّی تغییر درجه ی تصریف زبان فارسی را تعیین کرد؟ برای یافتن پاسخ این دو پرسش، پیکره ای بالغ بر یک میلیون کلمه ی برچسب گذاری شده ایجاد گردید. بسامد همه ی کلمات پیکره محاسبه شد. یک نمایه ی بسامد-رتبه برای هر زیربخش از پیکره (پیکره ی هر قرن) فراهم آمد. در این نمایه واژگان موجود در هر قرن همراه با بسامدشان به صورت نزولی مرتب شدند. بررسی های آماری مختلفی بر روی بسامد واژگان پیکره انجام گرفت و برای هر بخش پیکره، مقدار عددی توزیع آماری زیف به کمک زبان برنامه نویسی R به دست آمد. یعنی در پایان این مرحله، 12 عدد برای هریک از 12 بخش پیکره به دست آمد. سپس معیارهایی زبان-شناختی مورد جستجو قرار گرفتند که هم وضعیت زبانی هر بخش از پیکره را توصیف کنند و هم تبیینی برای مقدار عددی پارامتر زیف باشد. در نهایت هشت معیار باقی ماند که به تبیین تصریفی/تحلیلی بودن هر بخش از پیکره کمک می کرد. این معیارها عبارتند از: تنوع واژگانی، واژگان تک بسامدی، بسامد نسبی حروف اضافه، بسامد نسبی پس اضافه-ی «را»، بسامد افعال، نسبت فعل مرکب به کل افعال و دو معیار به دست آمده از دوبار محاسبه ی توزیع زیف. با بررسی این معیارها، این نتیجه به دست آمد که بعضی از آنها با هم ارتباط مستقیم و برخی ارتباط معکوس دارند. حتی بعضی از آنها نقش مهمتری داشتند و در توصیف وضعیت زبانی هر بخش از پیکره موفق تر و دقیق تر عمل می کردند. سرانجام این نتیجه به دست آمد که مقداری که پارامتر عددی زیف در اختیار می گذارد به تنهایی روشن کننده ی تصریفی/تحلیلی بودن زبان در هر بازه ی زمانی است. و در واقع مقدارعددی پارامتر زیف همان درجه ی تصریف زبان را مشخص می کند. اینکه حد بالا و پایین این درجه ی تصریف چند است، به اندازه ی نمونه ی آماری بستگی دارد و می تواند در هر پژوهش تغییر کند. در پایان برای به آزمایش گذاشتن این مدل کمّی-کیفی، یک مطالعه ی موردی بر روی متنی که تاریخ نگارش آن مشخص نیست، انجام گرفت. نتیجه ی به دست آمده و معیارهای زبانی به کار رفته، زمان حدودی نگارش این متن را تخمین زدند. نکته ی قابل توجه اینکه در این مطالعه ی موردی
>